درس دوم

سلام سیبکم

اگه تو عزیز دل مامی هم نبودی من چه میکردم؟

امروز می خوام برم ببینم تو هستی یا نه...

دکتر میگه یا معدت خیلی ضعیف شده کههی حالت تهوع داری یا نی نی داره قلقلکت میده...

ولی سیبکم.. حالا هر جا هستی... تو شکم مامان سیب یا تو آسمونها...

یادت باشه .. هیچوقت پشت سر کسی که داره میره مسافرت گریه نکنی...

چون مسافره دلش میگیره... اون خودش اندازه دنیا غصه داره...

مخصوصا اگه مسافر مهربونت باباییت باشه..

آخه بابایی خیلی دوست داره...

ولی سیبکم می دونم دیدی مامی چقذه گریه کردم...

از دیشب تا حالا...

اونم یه بند...

آخه سیبکم مامی دیگه دلم نازک نازک شده.. تازه مامی خودم نیست که مواظبم باشه..

ولی تو یادت باشه.. من همیشه مراقبتم... پس گریه نکن تا بابایی برگرده...

سیبکم.. چه خوبه یادت اینقدر ارومم می کنه...

تو هم یاد من هستی؟

/ 5 نظر / 2 بازدید
سيب مهربون

يوهو سبکم.. بيا وبلاگ مامان يببين چه بابات رو با احتياط تا چالوس بردن

آمينا

نازی مامان سيبی...نی نی سيب يه کاری کن مامانت شاد بشه...خب؟؟؟

آمينا

خوش به حالت !!! مامان سيبی داری...به اين نازی مهربونی... هميشه به يادته ..به فکرته... تو هم هواشو داشته باش...سلام منم بهش برسون..آفرين عسل خاله...بوس بوس

سيب مهربون

ه يخاله آمينا بيا اونور من اونجام

سيب مهربون

خاله امينا يوهو