ها علی ممد خودم..

ها علی مدد رو گل من وقتی می گه داره بلند می شه..

از من یاد گرفته..

معصوم منو بغل کرد و بوسید .. البته طوری که فرگلم ببینه..

باز قیافه حق به جانب گرفت و گفت: چیکار کردی؟ هان.. مامان منو بوس تردی؟ و اومد بوس ها رو پاک کرد..

هاله معصوم دفت  که فرگلم من مامانی  شما رو دوست دارم و کلی زار زد.. بعد فرگل گفت باشه حالا صورت مامان  تمیز شد بوسش کن..

.....

هر وقت نمی خواد غذا بخوره: مامان تمرم درد می تنه.. آخ ببین مامان انگشتم درد میاد... استه شدم .. دیراز بتشم.. و هزار و یک دلیل دیگه تا غذا نخوره..

.........

مامان خیلی ببشید معذرت می تام..

........

یه بار گفت ببخشید من گفتم نمی بخشمت.. بچه ام زد زیر گریه..

.........

بابا ش منو بغل کرده بود.. اومده می گه بابا چرا مامانی بغل تردی.. پشت مامان چیتار می تنی..

باباش:  دارم ماساژش می دم

فرگل» ماشاژور که قایم شده (یعنی گم شده)

....

مامان ببین هاله معصوم نیست.. کجا رفته؟ من دارم دریه ام میاد.. می تام دریه تنم..

..........

معصم: من برم خونمون شمال؟

فرگل: نه نرو .. ببین هاله زهره با تامبیز رفت شمال.. تمرش درد درفت .. حالا باید بره عمو دکتر.. شما نرو.. آدرین.. آدرین هاله خوبم..

........

ماماااااااان ایجازه یم دی من دربمو بذارم(گارفیلد) بذارم.. اجازه یم دی؟

/ 0 نظر / 7 بازدید