ذخیره احتیاطی..

نمی دونم در مورد ذخیره احتیاطی مادرم بهتون گفته یا نه..

یه روزی مادرم به پدرم گفت که هر چی ذخیره مخیره داشته (پولی) تمام شده..

و پدرم گفت کمی بیشتر پول بده جهت ذخیره احتیاطی.. من که در دور وبر آنها می گشتم گفتم.. بابا به منم ذخیره احتیاطی بده..

مادرم و پدرم فکر کردند من معنی ذخیره احتیاطی را نمی دانم..

ولی خوب فهمیدم به پول می گن ذخیره احتیاطی..

الغرض..

مادرم مقادیری ذخیره احتیاطی تو کمد داشت.. تو کمد من.. اونها رو گم می کنه.. و فکر می کنه خرجش کرده.. خودش هم مبلغ ذخیره اش رو نمی دونست..

تا اینکه یه روز منبهش می گم مامان پنگول از خاله داره پول می گیره به منم پول بده..

مامان دستش کثیف بود گفت دخترم تو کیفت هست برو بردار..

من گفتم اره مامان من ذخیره احتیاطی دارم..

رفتم.. کیفمو آوردم.. و حدود ٢٠٠ هزار تومان از تو جیبش ریختم بیرون...

چشای مادر گرد شد.. گفت فرگل اینها از کجا آوردی..

منم گفتم خودم برداشتم.. تو کمد بود.. ذخیره احتیاطی من

 

/ 0 نظر / 8 بازدید