آش جیش..

امروز دیگه به صندلی جیشش.. همون توالت فرنگی اش متوسل شدم..

الان ١ ساله که خریدمش.. ولی اصلا بهش توجه نکرده بود .. امروز اوردم کلی ذوق کرد بچه ام.. کلی براش توضیح دادمباید روش بشینه جیش کنه.. بعد بریم تو حموم بشورمش و با کاسه فس فسکش(اصطلاحات خودمونه ) بازی کنیم..

شلوارش رو دراورد نشست.. نیم ساعت بیشتر شد.. البته با مهربانی و خوشی.. گفتم مامان چرا جیش نکردی گفت چرا شما نشستی (داشتم اموزش می دادم) خودت جیش نتردی...

خیلی بباشیداا.. خیلی بباشییییییییید (خیلی بخشیدهااااااااا) من استه شدم.. پاهام سرما دارن .. استه شدم اصلا..

(پاهام سرد شدند)

.....................

بعد بدون مای بی بی ولش کردم.. یهو دیدم.. هی سر صندلیشو بر می داره و می گه به به ببین مامان چه سوپی شدهااااااااااا.. هیلی اوشمزه است.. بیا بوهور..

بعد رفته ملاقه برداشته داره آشپزی می سنه..

فکر کن داشت تو اونو با ملاقه هم یم زد.. هر چند بماند تا حالا توش جیش نکرده بود..

..............

دخترم ٣ بار در عرض ۴۵ دقیقه تو شلوارش جیش کرد..

دفعه سوم بچه ام تقصیری نداشت.. رو صندلی واقعیش نشست جیش کردو البته با شلوار..

بعد ترسید اومد پیش من.. من نگاش که کردم زد زیر گریه.. بغلش کردم نازش کردم و گفتم اشکال نداره دختر نازم.. شما نمی دونستی...

بچه ام خیلی ترسیده بود.. بمیرم براش..

اصلا چند وقتی هم هست روان خودم به هم ریخته...

..........

دلم گرفته بود .. بغض هم داشتم...

وقتی یه کم خوشحال شدم که دخترکم یهو گفت ای ای مامان .. .داره میاد.. سریع نشست رو صندلیش و کلی با جیش کردنش منو خوشحال کرد..

امیدوارم بتونم راحت از مای بی بی بگیرمش.. با این وسواسی که دختر من داره نمی دونم چیکار کنم..

.............

خدایا به خاطر همه نامادریهام منو ببخش!!!!!

/ 0 نظر / 15 بازدید