خسته شدم..

مامان خسته شدم بریم ددر.. لباس بشوشیم بریو ددر...(در حالیکه خودشو انداخته رو تخت)..

 

.........

مامااااااااااان بریم عروسی دایی ... ... (بچه ام بهش عروسی خوش گذشته)

...

داخل حمام در حالیکه لیف دستشه توی وانش عقب جلو می ره و ادای رقصیدن کردی رو در میاره.. و آب لیف پخش می شه به اطراف.. خودش و خودم می ترکیم از خنده..

.........(این رقص کردی یه عامل ژنتیکی داره که تو فک و فامیل همسرم موروثی است)

/ 1 نظر / 5 بازدید
مصطفی/محمدرضا

[وحشتناک][وحشتناک] خوبه تموم شد دیگه بجاهای بالای 18سال رسیده بود