فرگل چهار ساله نیمه از بچه های بالا!!!

از پارسال فرگلکم رو گذاشتم مهد

اوایل واسه خودم بیشتر از فرگلکم سخت بود نبودنش تو خونه.

البته 3 ساعت حداکثر زمانی بود که فرگل مادر تو خونه نبود.

تو رده سنی 4 تا 5 سال بچه ها کلاسشون جداست. تو ساختمون قبلی مهد و البته این ساختمون بچه های 4 تا 5 ساله یه طبقه بالاترن و مربی ها واسه راحتی خودشون می گن بچه های بالا

پارسال گمونم از اردیبهشت به بعد فرگلم هی می گفت من دیگه سال دیگه بچه های بالا می شم

حالا امسال هر کی بهش میگه به به عجب دختر خوبی چه بزرگ شدی می گه: بله تازه از بچه های بالا هم هستم.. منم باید واسه همه توضیح بدم که منظور از بالا چیه

...............

دخترکم یه کلیپ انیمیشن  دیده که توش دختره پسره دوست می شن ازدواج می کنن بعد بچه دار می شن و بچشون ازدواج می کنه و اینها پیر پیر شدن

نشسته بغض کرده گریه می کنه که مامانی بچشون بزرگ شد مامان باباش پیر شدن...

بعد اشکهاش عین مروارید ریخت رو گونه های نازش

من: خوب عزیزم ادم ها پیر می شن دیگه

فرگل: من نمی خوام شما پیر شین

بغلش کردم و واسش گفتم که واسه اینکه جوون بمونیم باید ورزش کنیم عصبانی نشیم غصه نخوریم و گفتم که دختر خوبی باشه واسه همیشه تا من و باباش جوون بمونیم.

............

دخترکم این روزها نهارشو تو مهد می خوره.

/ 2 نظر / 13 بازدید
سیاوش

سلام وبلاگ جالبی دارید. ممنون میشم به ما هم سری بزنید.

حسین(نای نی)

سلام ای خدا من می میرم برا همچین دختر کوچولوهای شیرینی. خدا براتون نگهش داره. دعا کنید خدا هم به ما یه دونه سالم و خوشگلشو بده. آسمونی باشید[گل]