مهندس..

به صفحه موبایلم نیگاه می کنه و می گه مامان ات شد..

می بینم ای بابا قبل اینکه بگیره قطع شده.. یهو می گم.. تو از کجا فهمیدی کلک قطع شد..

می گه فهمیدم..

می گم از کجا.. و با غرور می گه فهمیدم..(البته یعنی می دونم.. و هزار معنای نهفته)

می بوسمش ..

دارم موضوع رو برا باباش تعریف می کنم که می بینم باز لبخند رضایت می زنه و به باباش بعد یه دقیقه می گه.. بابا من فهمیدم..

...

با سعید که حرف زدم.. و قطع کردم.. می گه سعید بود؟

می گم آره.. بعد باز می گم از کجا متوجه شدی..

با همون قیافه می گه فهمیدم..

/ 0 نظر / 4 بازدید