مامان می رم خرید...

داشتم به گلی جونم یم گفتم که : دختر نازم من فردا صبح که تو خوابی می رم خرید.. تو پیش بابایی می مونی صبحونه یم خوری و نهار می خوری من میام.. خوووب..

فرگل: که در بین حرف من صدبار چشم و ابروشو به علامت نه بالا یم داد و نچ نچ می کرد .. گفت نه .. من تنهایی نه.. من ددر.. بیام..

.....

امروز هم با گل گلک رفتیم پارک کلی بازی کردیم.. ولی چون تاب مخصوص خانتم گل اشغال بود تاب بازی نکردند ایشون.. موقع برگشتن گفت.. مامان تاب بازی.. من گفتم فردا گلم..

می خواست بهم بفهمونه که تاب بازی نکرده..

اسپند دود کن چشت نکنه شور باشه.. قربون دستت..

/ 0 نظر / 8 بازدید