عمو پورنگ!!

براش دیشب سی دی عمو پورنگ خریدم.. صبح ساعت ۵ با گریه بیدار شد..

دیدم می گه ماااااااااااااااامان عمو پورنگ..

سی دی شو اوردم دادم دستش.. با لبخند زیبایی به خواب رفت..

هر چند لحظه چشاشو وا م یکرد و باز می بست و یه لبخند خوشگل می زد.. منم دیوانه لبخندهای ملیح دخترکم.. تا خود ٨ صبح نشستم و نیگاش کردم..

................

شوخی کردم دیدم ناز خوابیده و البت هر چند از گاهی با هول بیدار می شه.. من تصمیم گرفتم نمونه ادرارش رو بگیرم.. برا همین بیدار موندم..

...........

اومده دیده دو تا چای ریختم.. یعنی هی نیگاه کرد.. و دید که دو تاست گفت: مامان مال منه.. گفتم بعله.. گفت ممنون و رفت..

اومد دید چاییش نیست.. با ناراحتی گفت.. مامان اوردیش(خوردیش) گفتم نه.. و چایشو بهش دادم.. ممنون گفت و رفت..

.......

گاهی میاد و می گه بباشید.. مرت می خوام.. و منو می بوسه(ببخشید معذرت یم خوام..)

اینم یه جور ناز کردنش

/ 3 نظر / 4 بازدید
مریم

سلام خوبه شما میتونین سوسک بکشین من بابا رو هم صدا میکنم نمیاد شما مامانه شجاعی هستین

مریم

سلام خوبه شما میتونین سوسک بکشین من بابا رو هم صدا میکنم نمیاد شما مامانه شجاعی هستین