Lilypie Fourth Birthday tickersسودوکو!!! و پله نوردی!!! - سيبک مهربون

welcome to my weblog

امروز تو مسابقه دوراهی داشتن سودو کو با چهار عدد یک و دو سه چهار حل می کردن.. منم هی می گفتم.. یک .. دوو. سیه چها..

بعد هی مامی ذوق زده دست می زد.. بعد اون من هر وقت مرده رو یم دیدم هی می شمردم و دست می زدم..

کسی هم عین من تا حالا سودوکو حل نکرده..

م...........................

من امروز از پله های مجتمع خودم پایین رفتم.. اینقذه خوب بود..

حالا چه خبرتونه نگفتم تند تند همه پله ها رو.. تا پاگرد اول...

نذاشتم مامی دستمو بگیره.. اینقذه خوب بود..

با مامی رفتیم تا پارک .. من دوییدم .. بازی کردم.. برگشتیم خونه..

البته بابا مارو دید تو راه رفتیم رستوران من کلی خودمو کثیف کردم...

من برم..

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٢۸ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ توسط سیب مهربون پيام هاي ديگران ()