Lilypie Fourth Birthday tickersبازیهای ما.. - سيبک مهربون

welcome to my weblog

من خوردم زمین.. بعد مامی ی] جِ؛ کوچِک کَِأ و ژأ ژِؤ [«أ]...

یه جیغ کوچیک کوچیک کشید و بعد خندید...

من فکر کردم بازیه...

هی خودم انداختم زمین ولی با احتیاط و با مامان کلی خندیدیم..

مامان بعد از 5 ساعت یهو به من گفت .. گل گل خانوم خودت بنداز و من نشستم و الکی داد زدم و با هم باز بازی کردیم..

مامانی فکر کرد بگه خودتو بنداز من متوجه نمی شم...

......

یه بازی دیگه قایم باشک...

.........

بازی دیگه هم اینه که دنبال هم می دوییم...

چیه حالا نگفتم که عین ادم بزرگ ها تند می دوئم..

ولی مهم اینه که با هم بازی می کنیم.. من الان دارم جییییییییییغ می کشم.. چون دسگیر شدم.. مامان نمی ذاره عین قبل به کیبورد دست بزنم

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٢۳ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ توسط سیب مهربون پيام هاي ديگران ()