Lilypie Fourth Birthday tickersتولدم مبارک... - سيبک مهربون

welcome to my weblog

امروز که نه ولی ٢٧ فروردین ساعت حدود ١٨ و بیست دقیقه غروب تولد من بود..

جاتون خالی بود.

هرچند مامان باباکلی خستهشده بودن ها.. لی گه شماهم بودین خوش می گذشت..

ما خیلی سختاینترنت داریم.. و وقتی هم مامی می تونه کانکت شه من نمی ارم...

مامان لی حرف داره براتون..

راستی من نمی  تونم غزل جون رو ببینم.. همون که ١٢ ساعت از من بزرگتره .. فیلتر شده...

تولد خوبی بود و کلی خوش  گذشت..

کلی عکس گرفتم..

البته نذاشتمتو اتلیه از من عکس بگیرن.. حالا مامی می خواد منو ببره اینجا یعنی تهران تا یه عکس بگیرم..

من از مردهای سیبلو می ترسم..

البته سیبیلوی قد بلند..

عین همون عکاس باشی ...

الان کمی تب دارم .. اخه واکسن زدم..

حالا براتون همه چیز روتعریف می کنم..

 

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/۳۱ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ توسط سیب مهربون پيام هاي ديگران ()