Lilypie Fourth Birthday tickersدندون طلای من!!! - سيبک مهربون

welcome to my weblog

بالاخره دختر کوچولوی ما هم با دندون شد..

یعنی من دندون دار شدم.. مامان منو میگه...

ولی بابا هنوز دندون منو ندیده..

مامان کلی به ماسبت دندونم برا خرید کرد.. رفتیم رولان.. کلی برا عید لباس داشتم بازم خرید...

دیروز مامان فهمید یه چیزی به سفیدی دل مهربون من رو لثههام هست .. البته یه نوک کوچولوش دراومده.. خیلی اذیتم می کنه...

امروز هم کاغذ خوردم و مامان انگشتشو کرد تو حلقم تا کمی بالا اوردم.. و از حالت خفگی دراومدم..

من کلی مامانی اینهار و اذیت می کنم.

کلی هم رقاص هستم..

الان با خودم اینقذه قشنگ رقصیدم..

مامان یگاهی نرمش م یکنه و من کلی براش دست می زنم و ذوق می کنم...

 

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/۱٧ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ توسط سیب مهربون پيام هاي ديگران ()