Lilypie Fourth Birthday tickersیام نره... - سيبک مهربون

welcome to my weblog

یادتون نره.. من دوم آذر برا اولین بار و نه بطور اتفاقی (چ.ن تکرار کردم) بر گشتم... یعنی رو به بالا خوابیده بودم و برگشتم پشت.. همینطور رو شیکمم مامی منو گذاشت و من بر گشتم رو به جلو و تازه تر ش اینکه من خودمو کشان کشان بردم تا لب دیوار.. مامان ازم فیلم گرفته...

و سوم آذر ماه من برا اولین بار نشستم. بالشت زیر سرم بود و و مثل همیشه خواستم یهو پاشم دیدیم نمی شه... عین همیشه که نمی شد.. بعد یه کم به پهلو متمایل شدم و بعد بلند شدم نشستم...

کلی مامی کل کشید...

منم باز ترسیدم..

مامان الان چند روزه منو می ذاره پیش بابا و می ره کلاس...

می خواد راننده شه...

خاله صغری هم هست...

من برم...

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/۳ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ توسط سیب مهربون پيام هاي ديگران ()