Lilypie Fourth Birthday tickersدرس دوم - سيبک مهربون

welcome to my weblog

سلام سیبکم

اگه تو عزیز دل مامی هم نبودی من چه میکردم؟

امروز می خوام برم ببینم تو هستی یا نه...

دکتر میگه یا معدت خیلی ضعیف شده کههی حالت تهوع داری یا نی نی داره قلقلکت میده...

ولی سیبکم.. حالا هر جا هستی... تو شکم مامان سیب یا تو آسمونها...

یادت باشه .. هیچوقت پشت سر کسی که داره میره مسافرت گریه نکنی...

چون مسافره دلش میگیره... اون خودش اندازه دنیا غصه داره...

مخصوصا اگه مسافر مهربونت باباییت باشه..

آخه بابایی خیلی دوست داره...

ولی سیبکم می دونم دیدی مامی چقذه گریه کردم...

از دیشب تا حالا...

اونم یه بند...

آخه سیبکم مامی دیگه دلم نازک نازک شده.. تازه مامی خودم نیست که مواظبم باشه..

ولی تو یادت باشه.. من همیشه مراقبتم... پس گریه نکن تا بابایی برگرده...

سیبکم.. چه خوبه یادت اینقدر ارومم می کنه...

تو هم یاد من هستی؟

+ نوشته شده در ۱۳۸٦/٥/۸ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ توسط سیب مهربون پيام هاي ديگران ()