Lilypie Fourth Birthday tickersاولین سیزده بدر من و مامان و بابا - سيبک مهربون

welcome to my weblog

سلام
من حالم خوبه...
الان با مامان و بابا رفتم سیزده بدر...
حالا مامان م یگه سال دیگه من دیگه تاتی تاتی کنان باهاشون می رم سیزده بدر...
تازه ماهی هامو رو هم خودم یماندازم تو رودخونه... سزه هم می تونم گرهع بزنم.. البته مامانی کمکم می کنه...
دیروز بابا وقتی داشت استون رو می داد به مامان پنبه رو هم باهاش داد.. مامان خندید گفت راه افتادی بابایی ... از کجا می دونستی باید پنبه هم بدی؟
بابایی گفت دارم دختر دار می شم .. زشته اینها رو یاد نگیرم.. باید عادت کنم.. اسم لوازم آرایش هم خوب یاد بگیرم...
امیدوارم به همه سیزده بدر خوش گذشته باشه.. تازه ما با مامان وبابا رفتیم بستنی خوردیم... نهار هم خیلی خوشمزه بود...
تا بعد که مامان منو بیاره اینجا بای بای

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱/۱۳ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ توسط سیب مهربون پيام هاي ديگران ()