Lilypie Fourth Birthday tickersاولين پست من - سيبک مهربون

welcome to my weblog

حوب سلام

من سیبکم..

فرینای نازنین مامان و بابا...

تمام امید مامانی و مایه دلتنگیهای بابایی...

بابا جون جونی... خیلی وقته می خوام باهات حرف بزنم..

هر چند الانه تو فکر میکنی اینها رو مامان سیب داره می نویسه...

ولی حرف دل منم هست...

الانه من دارم تو دل مامان هی تکون می خورم..

گاهی اینقدر محکم که مامانی یواش میگه اخ...

ولی هیچوقت لبخند از لبش دور نمیشه...

فقط وقتی نگران تکون های من میشه که اون ناراحت باشه و من هی دست و پا بزنم..

بابا جون جونی نازنینم الانه مامان حال نداره برات حرفهامو بنویسه..

ولی همینو بدون که خیلی دوست داریم...

هیچوقت من و مامان رو تنها نذار..

+ نوشته شده در ۱۳۸٦/۱۱/٧ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ توسط سیب مهربون پيام هاي ديگران ()