Lilypie Fourth Birthday tickersجیشش!!! - سيبک مهربون

welcome to my weblog

چیه اومدین تو وبلاگ یه دختر خانوم خوشگل که داره کم کم دوسالش کامل می شه و وارد سومین سال زندگیش می شه.. بعد انتظار دارین از گل و بلبل براتون بنویسه؟

امروز که نه دیروز صبح یعنی دیروز دم دمای ظهر که بنده از خواب بیدار شدم.. یعنی تقریبا ظهر روز ١۶ فروردین ٨٩.. به مامان جون جونی که عین همیشه با لبخند بهم صبح به خیر گفت گفتم جیشش!!

مامی هم گفت باشه گلم بخواب مای بیبیتو عوش کنم..

مامی دید که مای بیبیم خشکه.. گفت جیش داری؟ منم گفتم آره.. بعد منو برد تو دستشو(دستشویی) دمایی (دمپایی) پوشیدم.. ولی ترسیدم پیش مامان بشینم که.. مامان هم نمی تونست بدوئه بره توالت فرنگی منو بیاره.. ولی برا اولین بار ریز ریز و نیم خیز جیشش تموم شد.. و مامی منو توسط آب بازی(شستشو توسط آب!!!!!!!) شست و من مای بی بی خشکمو دوباره تنم کردم..

.........

پس این شد اولین باری که من جیشش رو تو دستشو به سرانجام رسونمدم..

حالا به افتخار من به سوس آووم(سوسن خانوم) بذارین تا من نانای کنم براتون......

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/۱٧ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ توسط سیب مهربون پيام هاي ديگران ()